مهاجر

پرندگان مهاجر زشهر ما رفتند دریغ و درد ندانم که تاکجا رفتند

دومین قسمت سریال مختارنامه امشب از شبکه اول سیما پخش میشود؛به بهانه آغاز پخش این سریال که ساخت آن ٨ سال طول کشیده، مقاله ای تحقیقی که توسط چند نفر بصورت تحقیق کتابخانه ای انجام شده را درج میکنم.

موضوع این مقاله واکاوی قیامها در زمان ائمه اطهار میباشد:

در زمان ائمه اطهار قیامهای مختلفی روی داد که بعضی از آنها به تایید ائمه رسیده بود و برخی از قیامها به تایید ایشان نرسیده و بدون رضایت ائمه بود، از جمله قیامهایی که در زمان ائمه رخ داد، قیامهایی است که بعد از شهادت امام حسین (ع) و یارانش اتفاق افتاد . بعد از واقعه کربلا شیعیان کوفه که از عدم حمایت خود نسبت به امام حسین (ع) شرمنده شده بودند ، تصمیم گرفتند تا به نحوی این شرمندگی را از چهره خویش بزدایند. آنها عدم حمایت از امام حسین (ع) را گناهی بزرگ و نابخشودنی می دانستند که میخواستند با کشتن قاتلین امام حسین (ع) و یا کشته شدن خود جبران کنند.

از جمله این قیامها جنبش توابین سال 65 هجری، قیام مختار66 و 67 هجری و ....

 

مختار قبل از قیام:

مختار فرزند ابوعبیده الثقفی بود . کسی که شهرتش مدیون شهادتش در اولین حملات اعراب  مسلمان علیه ایرانیان بعنوان فرمانده مسلمین بود.

مخترا قبل از واقعه کربلا ، یکی از شیعیان معروف در مکه بوده و هنگامی که مسلم بن عقیل به کوفه فرستاده شد. در منزل او اقامت کرد و بدلیل اتفاقاتی که رخ داد مختار دستگیر شد و به زندان رفت.

در تمام مدتی که واقعه کربلا رخ داد در زندان بود تا اینکه بعدها بواسطه عبدالله بن عمر از زندان خلاص شد. ابن زیاد به او دستور داد تا ظرف 3 روز کوفه را ترک کند و این بعلت وحشتی بود که ابن زیاد از تحریکات مختار علیه امویین داشت.

 

آغاز قیام مختار:

در سال 66 هجری حاکم کوفه توسط عبدالله بن زبیر  بر کنار و عبدالله بن مطیع بعنوان والی این دیار منصوب گردید کار خود را در امورمالی برحسب سیره و سنت خلیف دوم و سوم انجام می داد و سائب بن مالک اشعری بنا به تحریک مختار بدو اعتراض کرد و گفت که جز با سیره علی نمیبایست رفتار شود.

مختار شیعیان را جمع کرد و بعنوان نماینده محمد بن حنفیه آنان را به سوی خویش دعوت کرد. شیعیان مردد بودند که آیا مختار در این ادعای خود صادق است یا نه؟ برای اینکه اطمینان یابند عبدالرحمن بن شریح و گروهی دیگر عازم مدینه شده و بطور خصوصی با ابن حنفیه ملاقات کرده و موضع او را نسبت به مختار سئوال کردند.

او بصورت مبهم و سربسته حمایت کرد و گفت آیا در مورد آنچه که گفتید کسی شما را دعوت کرده تا انتقام خون اهل بیت را بگیرد، بخدا من دوست دارم تا خداوند بدست هر کسی که خود از بندگانش می خواهد انتقام ما را بگیرد.

آنان به کوفه بازگشتند و چنین تاییدی باعث شد تا دیگر شیعیانی که تا آن موقع به مختار ملحق نشده بودند به او بپیوندند.

مختار افراد نیرومند و پرنفوذ دیگری را مانند ابراهیم بن اشتر فرزند مالک اشتر را که در بین ؟؟؟های کوفه نفوذ داشت جذب کند و موضع خود را در کوفه تقویت کند.

قرار شد در شب پنجشنبه 14 ربیع الاول سال 66 قیام آغاز شود و شهر از دست آل زبیر آزاد شود. شهر توسط سربازان عبدالله بن مطیع سخت کنترل می شد. و گروهی دیگر بنام ترابیه با مختار بیعت کردند.

با شعارهای یا منصور امت ( شعاری بود که مسلمین در جنگهای صدر اسلام می دادند) و نیز (یالثارات الحسین) که جهت گیری اصلی جنبش مختار بود بلند شد و شیعیان به او ملحق شدند.

دسته های ابراهیم در شهر گردش میکردند  تا مردم شیعه بتوانند به آنها ملحق شوند. مختار بنا به سیره امام علی «ع» که جنگ را قبل از شروع طرف مقابل جایز نمی دید به ابراهیم گفته بود که آغاز گر جنگ نباشد. در جریان تسخیر شهر توسط نیروهای مختار ، درگیریهای متعدد  رخ داد و شهر با وجود نیروهای زیاد عبدالله بن مطیع، بدست مختار  می افتد و نیروهای زیادی به مختار میپیوندند. کوفه در دست مختار بود و کوشید که ابتدا یک امنیت عمومی ایجاد کند و پس از آن کسانی را که در جریان کربلا نقش داشته اند را از بین ببرد.

 

کشتن قاتلین حسین بن علی«ع»

شورش اشراف موجب شد تا مختار که تا بحال در مورد انتقام خون اهل بیت «ع» کاری نکرده بود. و شاید امید به جذب اشراف داشت، دست بکار شد.

اولین اقدام او در این جهت کشتن 284 تن از پانصد اسیری بود که در جنگ با اشراف کوفه به اسارت خود در آورده  و دیگران شهادت دادند که اینان در کربلا حضور داشتند. پس از آن اعلام شد که:

 «هرکس که خانه خویش را بر روی خود ببندد امنیت خواهد داشت، مگر کسی که در ریختن خون فرزندان پیامبر (ص) مشارکت داشته است»

اشراف که مطمئن بودند این بار مختار آنان را با قاطعیت دستگیر کرده و از بین خواهد برد بسمت بصره فرار کرده و گروهی نیز در همان کوفه مخفی شدند.

مختار اعلام کرد که:

«رها کردن قاتلین حسین (ع) به اینکه آسوده برروی زمنی زندگی کنند از دین ما نیست»

 و این به معنای اعلام کشتن آنها بود. یاران مختار ، کسانی  را که در واقعه کربلا شرکت داشته یکی  یکی آورده و گروهی دستها و گروهی از آنها پایشان را قطع میکردند. تا اینکه تعدادی از آنها را به قتل رساندند.

تعداد تخمینی کسانی که به جرم شرکت در حادثه کربلا کشته شدند حدود 3 هزار نفر ذکر شده اند.

از جمله افرادی که هدف انتقام قرار گرفتند «شمر بن ذی الجوشن» بود که در نیمه راه بصره بدست فرستادگان مختار به قتل رسید و نفر دیگر «عمر بن سعد ابی وقاص» بود که مختار او و حتی فرزندش را کشت و سرهای آنها را به مدینه فرستاد یکی را بخاطر حسین«ع» و دیگری را به خاطر  علی اکبر فرزند امام حسین «ع» و آنروز علی بن الحسین«ع» را خندان دیدند زیرا در بیشتر اوقات امام سجاد «ع» گریه کرده و ناراحت بود.

طبری و ابن هیثم شرح مفصلی نسبت به کشتن افراد مختلف نقل کرده اند:

این حوادث مرزبندی خاصی را ایجاد کرد ، شیعیان بکلی از گروههای دیگر جدا شدند و اکنون تنها پشتوانه مختار شیعیان بودند.

مختار اولین کسی بود که بهترین رفتار را داشته و در تالیف قلوب مردم می کوشیده است. ابن اعثم نیز نوشته است مردم او را بسیار دوست میداشتند.

مهمترین اقدامات مختار را میتوان به مقابله با سپاه شام دانست. این مقابله در سال 67 هجری بین سپاه اعزامی مختار و به فرماندهی ابراهیم بن اشتر  و سپاه شام به فرماندهی عبیدالله بن زیاد صورت گرفت. در این جریان برخی از مهمترین رهبران شام که مدتها در جنگهای مختلف برضد عراق شرکت کرده بودند ، کشته شدند. عبیدالله بن زیاد، حصین بن نمیر، السکونی شرجبیل بن ذی الکلاع از جمله این افراد بودند که کشته شدند و باقیمانده سپاه نیز لنگان و گریزان در سرزمین موصل آواره گشتند.

 

پایان جنبش مختار:

فراریان کوفه یکی از مسببین اصلی حمله «مصعب بن عمیر» بودند که با تحریک زبیر او را وادار ساختند تا مختار را سرکوب کرده  و کوفه را به زیر سلطه زبیری ها در آورد. آنها افرادی را فرستاند تا با تبلیغ، مردم را از حمایت مختار بازدارند. مختار نیز کوشید تا مردم کوفه را بسیج کند. او گفت که چگونه اشراف فراری باعث تحریک سایر فساق شده اند تا حق را از بین برده و باطل را حاکم کنند.

نتیجه:

با وجود زحمات زیاد و سختیهای فراوانی که مختار و یارانش کشیدند تا قاتلین امام حسین«ع» را از بین ببرند، ولی در این راه به بیراهه های بسیار کشیده شدند و در پایان راه درگیری بین مختار و عبدالله بن زبیر، جریان درگیری به نفع زبیری ها خاتمه یافت و مختار با جمعی از یارانش به شهادت رسیدند.

 

منابع:

خروج مختار

تاریخ سیاسی اسلام از سال چهلم تا یکصد هجری